روابط عمومی  ›› روابط عمومی

روابط عمومی

مدیر سایت
تعداد پست :
134
۱۶:۱۶   ۱۳۹۱/۲/۱۹
       
نقل قول
بهبود مهارت‌های ارتباطی و اهمیت ارتباط

تحقیقات نشان می‌دهد که مدیران بین 50درصد تا 80درصد وقت خود را صرف برقراری ارتباط به روش‌های مختلف می‌کنند، زیرا برقراری ارتباط عاملی ضروری در اداره سازمان‌ها می‌باشد، بدون ارتباط موثر توسط مدیریت اجرایی، خلاقیت، همکاری و درک نیازهای مشتریان غیرممکن یا بسیار دشوار است، همچنین بدون وجود ارتباط موثر به سختی می‌توان انتظارات افراد مافوقی را برآورده کرد که درباره شما تصمیم‌گیری می‌کنند.
ممکن است گفته شود که بسیاری از مدیران نمی‌توانند ارتباط موثر برقرار کنند یا اینکه هنگامی که ارتباط موثر برقرار شده است، توان ایجاد فضای همکاری سازمانی را ندارند، مدیری که به گونه‌ای غیر موثر ارتباط برقرار می‌کند و ارتباط موثر سازمانی را تشویق نمی‌کند؛ به احتمال زیاد انتقادی در این زمینه نمی‌شنود. ضعف در ارتباط برقرار کردن به موقعیت خود شخص آسیب می‌رساند؛ زیرا محدودکننده تاثیرات مهمی است که مدیر از این طریق می‌توانست ایجاد کند. کارکنان دوست ندارند تفکراتشان را در مورد ارتباط برقرارکردن با چنین مدیری به اشتراک بگذارند؛ زیرا نگرانند مدیر آنها را به درستی درک نکند، در این صورت، هم مدیران و هم کارکنان صرفا چیزهایی را خواهند گفت که می‌اندیشند طرف مقابل انتظار دارد از انها بشنود.
به طور خلاصه، ممکن است شما بدون آنکه آگاه باشید ارتباط را به گونه‌ای ضعیف و غیرموثر برقرار کنید. در این حالت ممکن است برخی نشانه‌ها را دریابید، اما بدون بررسی دقیق ممکن است تشخیص ندهید که دچار این مشکل هستید. برای پرهیز از این مشکل چه راهکاری وجود دارد؟
نقش شما در بهبود ارتباط
ارتباط موثر سازمانی، فارغ از شکل و صورت، به سه عنصر نیاز دارد:
اول اینکه طرفین ارتباط مهارت‌های مناسب و درک متقابل برای برقرار کردن ارتباط مناسب داشته باشند، برقراری ارتباط پروسه‌ای پیچیده است و بسیاری از مردم فهم کافی برای درک مشکلات ارتباطی ندارند.
دوم اینکه ارتباط سازمانی موثر نیاز به وجود بستر و فضای مناسب دارد، این بستر و فضا عبارت است از اعتماد، شفافیت، تمرین برای تقویت مهارت‌های ارتباطی و مسوولیت‌پذیری متقابل برای برقرای ارتباط موثر.
سوم اینکه ارتباط موثر نیاز به توجه دارد که به یک باره ایجاد نمی‌شود بلکه در نتیجه تلاش آگاهانه مستمر از سوی مدیر و کارمندان ایجاد می‌شود، اغلب مواقع نفس ارتباط - فارغ از بد یا خوب بودن آن- دست کم گرفته می‌شود.
با توجه به موارد فوق، می‌توانیم نقش شما را در بهبود روابط چنین توضیح دهیم:
اولا، اگر می‌خواهید روابط خود را بهبود ببخشید؛ باید اطمینان حاصل کنید که شما و همه کارکنان مهارت و دانش لازم برای برقراری ارتباط موثر را دارید. این به این معنی است که تمرینات رسمی- در بهبود توانایی‌های ارتباطی- بخشی از خواسته‌های شما از کارکنانتان است و شما باید کارکنانتان و بازخوردهای حاصله را هدایت کنید تا توانایی‌های ارتباطیشان افزایش یابد.
ثانیا، شما نقش مهمی در پرورش فضای مبتنی بر شفافیت دارید، بدون وجود چنین فضایی، حتی وجود همه مهارت‌های ارتباطی مفید نخواهد بود.
در نهایت شما باید ارتباط موثر را در راس توجه سازمان قرار دهید، اگر شما تلاش کنید روابط را بهبود ببخشید، کارمندان شما اهمیت روابط موثر را می‌فهمند، در مقابل، اگر شما به آن بی‌توجه باشید؛ کارمندان هم از شما پیروی می‌کنند.
چند توصیه مهم:
1)مهارت ارتباطی خود و ارتباطات درون سازمان را مورد پرسش قرار دهید.
از کارمندان سوالاتی نظیر اینها بپرسید:
آیا وقتی با هم صحبت می‌کنیم منظور من را دقیقا متوجه می‌شوید؟
آیا فکر می‌کنید در این محیط ما روابط خوبی داریم؟
چه پیشنهادی برای بهبود روابط دارید؟
چنین سوالاتی را در فرآیند مدیریت اجرایی یا ملاقات با کارمندان مطرح کنید.
2)دانش و مهارت‌های ارتباطی خود را بسنجید
3)در هنگام کار با کارمندان، نحوه برقراری ارتباط در سازمان را برای آنها توضیح دهید.
تفاهم و اشتراک نظر را از طرق زیر افزایش دهید:
الف) اختلاف نظرها چگونه باید حل شوند.
ب) روابط افقی (روابط میان کارمندان) چگونه باید باشد.
ج)روابط عمودی (روابط میان مدیر با کارمند و کارمند با مدیر) چگونه باید باشد.
د) چه اطلاعاتی و در چه زمانی باید در دسترس قرار بگیرد.
هنگامی که توافق حاصل شد؛ با تقویت و آموزش، این دستاورد را تشویق کنید.
4)توجه کنید به ساختار سازمان خود و اثر آن بر روابط. روابط غیرمستقیم (روابطی که به واسطه فردی به فردی دیگر انتقال داده می‌شود) مستعد ایجاد مشکل هستند. به افزایش روابط مستقیم توجه کنید؛ یعنی مواردی که فرد به جای فرستادن پیغام، شخصا آن را به مخاطب می‌گوید.
5)تکنیک‌های گوش کردن فعال را بیاموزید و به کار ببرید. زیرا این تکنیک منجر به ایجاد فضای مناسب برای برقراری ارتباط می‌شود.
6)توانایی‌های ارتباطی خود را به گونه‌ای مسوولانه (انتقادی) بررسی کنید.
نتیجه‌گیری
در این فرصت محدود تنها توانستیم چند راهنمایی مختصر به شما ارائه دهیم در حالی که ارتباط فرآیندی پیچیده است.پیشنهاد می‌کنیم آزمون ارزیابی مهارت‌های ارتباطی را انجام دهید و درک خود از کاربرد قواعد ارتباط صحیح را بسنجید. اگر مایل هستید در این زمینه دیگران را آگاه کنید آزمون مزبور را تکثیر و بین کارمندان پخش کنید. پیشنهاد کنید که برای سنجش خود این آزمون را انجام بدهند و سپس در یک جلسه درباره آن بحث کنید. لازم است بدانید که واکاوی الگوهای ارتباط و میزان موثر بودن آنها، گاه باعث بروز نارضایتی یا ادراک نادرست می‌شود، اگر فکر می‌کنید آماده رویارویی با آن نیستید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.



مدیر سایت
تعداد پست :
134
۱۱:۴۵   ۱۳۹۱/۲/۲۰
       
نقل قول
روابط عمومی رهبر ارکستر سازمان

عملكرد سازمان‏ ها و خروجي مجموعه فرآيندهاي كاري انجام گرفته شده در يك سازمان بدون ايجاد ‏هارموني، يكپارچگي و انسجام در امور، خروجي كامل و موثري نيست. روابط عمومي‏ ها در هر سازمان با ايجاد هويت واحد و دميدن روح تفاهم و همدلي، اجزاي پراكنده سازمان را به هم پيوند مي‌زنند. واحدها و بخش ‏هاي مالي، فني، رفاهي و ساير اجزاي هر سازمان به صورت جزيره‌اي هر يك به ايفاي وظايف خود مي‌پردازند و اين نهاد روابط عمومي است كه سازها را همنوا مي‌سازد و دلنشيني صداها را با اجراي برنامه‏ هاي راهبردي براي مخاطبان خلق مي‌كند. اگرچه نوع فعاليت روابط عمومي در هر سازمان متفاوت است اما هنر روابط عمومي براي ايجاد‏ هارموني در هر سازماني بدون در نظر گرفتن ماهيت و رسالت‏ هاي سازمان متبوع، موضوعي است كه ميان تمامي روابط عمومي‏ ها مشترك است. رهبري اركستر سازمان زماني محقق مي‌شود كه چهره‌اي موفق از سازمان نزد عموم جامعه به زيبايي ترسيم شود. مديران روابط عمومي كه انتصاب آنها براساس قابليت‏ ها و تخصص ‏هاي مورد نياز صورت گرفته است، در اين راه بدون ترديد موفق‌تر عمل خواهند كرد. مسئله‌اي كه در مباحث آسيب‌شناسانه صنعت روابط عمومي كشور همواره به آن پرداخته شده است و هنوز هم گريبانگير عرصه روابط عمومي است، انتصاب‏ هاي غير تخصصي است. شايد مديران ارشد سازمان‏ ها به ويژه مجموعه‏ هاي فني و تخصصي بر اين باور باشند كه مدير روابط عمومي قبل از هر چيز بايد از گروه كاركنان و آشنا با رسالت‌ها و اهداف فني و تخصصي سازمان باشد. اين در حالي است كه مسائل فرهنگي و اجتماعي و تمامي علوم و معلوماتي كه نزد افراد كاركشته و متخصص روابط عمومي وجود دارد، مورد غفلت مديران ارشد سازمان‏ها واقع شده است. نگاه تك‌بعدي و يك‌جانبه در انتخاب افراد را مي‌توان از مهمترين دغدغه ها و مسئله‏ هاي عصر حاضر كشور بر شمرد. از سويي ديگر عدم استمرار حمايت ‏هايي كه از روابط عمومي در كشور مي‌شود را نيز مي‌توان در زمره مسائل حوزه آسيب‌شناسي اين نهاد مورد كنكاش قرار داد. ارزش گذاري و بها دادن به روابط عمومي مستمر و هميشگي نيست. فقدان نگرش يكسان و با وحدت رويه دايمي به روابط عمومي‏ ها مشكل عمده اين حوزه است. عموماً با تغيير مديران راس هرم سازمان، شاهد جابه جايي‏ هاي عميق در سطوح روابط عمومي آن مجموعه هستيم. نبود قوانين و مقررات مدون كه تعيين كننده جايگاه روابط عمومي‏ ها باشد به اين مشكل دامن زده است. جايگاه شكننده روابط عمومي را مي‌توان با در نظر آوردن مدت زمان فعاليت مديران روابط عمومي در سازمان‏ ها برآورد كرد. عمر كاري متوسط مديران روابط عمومي ‏ها بيش از يك تا دو سال نبوده است. اين تغييرات مكرر و نبود نگرش مثبت هميشگي به اين حوزه را مي‌توان در زمره مشكلات ديگر اين عرصه قلمداد كرد. بنابراين رعايت اخلاق حرفه‌اي در حوزه روابط عمومي و اتخاذ تمهيدات لازم براي تدوين ساز و كارهاي قانوني و مقررات مورد نياز براي تثبيت جايگاه روابط عمومي و همچنين افزايش ميزان دقت نظر و اهتمام مديران ارشد سازمان به انتصاب‏ هاي تخصصي، مي‌تواند راهگشاي مسير رو به پيشرفت صنعت روابط عمومي كشور باشد.

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۲:۲۵   ۱۳۹۱/۷/۲
       
نقل قول
سقوط تبلیغات

کتاب سقوط تبلیغات، ظهور روابط عمومی نام اثر شناخته شده ای از ال و لورا ریس می باشد که جز پر فروشترین کتاب های حیطه بازاریابی بشمار می رود. متاسفانه این کتاب بدون هماهنگی و مجوز آقای ال ریس و دخترش خانم لورا ریس در ایران نیز ترجمه و به چاپ رسیده است که به هر روی برخلاف افرادی که به دنبال سو استفاده از آثار دیگران هستند، فرصتی برای استفاده علاقه مندان نیز پدید آورده اند

در حال حاضر ، به هر سو که می نگریم ، شاهد یک چرخش اساسی از بازاریابی تبلیغات محور ، به بازاریابی روابط عمومی محور ، خواهیم بود. دیگر نمی توان فقط با تکیه بر تبلیغات ، یک نام تجاری جدید را به بازار عرضه کرد . زیرا تبلیغات دیگر اعتبار ندارند. تبلیغات ندای یک سویه ی شرکتی است که تنها به فروش بیستر می اندیشد.
روابط عمومی اعتبار دارد ، اما تبلیغات نه! ممکن است بتوانید با یک برنامه ی تبلیغاتی بسیار حساب شده ، روی مخاطبان خود تاثیر مثبت بگذارید. ولی با کمک روابط عمومی می توان آسان تر و بهتر به نتیجه دلخواه رسید.
تبلیغات در واقع ادامه روند روابط عمومی ، با استفاده از ابزارهای متفاوت است و باید پس از طی چرخه ی برنامه ی روابط عمومی ، آغاز شود . مهم تر از اینکه قالب موضوعی یک برنامه ی تبلیغاتی ، به گونه ای انتخاب شود که بتواند مفهومی را که روابط عمومی در ذهن مخاطب ایجاد کرده است تکرار کند.
در برنامه بازار یابی ، حیاتی ترین مرحله ،جا انداختن یک نام تجاری در ذهن مصرف کنندگان است. اگر شما در این راه موفق نشوید ، نمی توانید نام تجاری خود را تثبیت کنید. حلقه ضعیف تبلیغات است. تبلیغات قدرت خود را برای جا انداختن یک نام تجاری جدید در ذهن مصرف کنندگان،از دست داده است.
تبلیغات برای مصرف کنندگان ، اعتبار ندارد . مصرف کنندگانی که به طور روز افزون در معرض ادعاهای بی پایه تبلیغاتی قرار می گیرند، در نتیجه سعی می کنند تا حد امکان تبلیغات و پیام آن را نادیده بگیرند.
اطلاع رسانی یا روابط عمو می در واقع اعتباری را فراهم می کند که بر مبنای آن تبلیغات هم معتبر خواهد شد. تا زمانی که یک نام تجاری جدید برای تان معتبر نباشد به تبلیغاتش توجه نخواهید کرد.
تبلیغات نمی تواند یک نام تجاری جدید را تولید کند، اما روابط عمومی قادر است این کار را انجام دهد. تبلیغات تنها می تواند نام تجاری که قبلا توسط اطلاع رسانی ساخته شده را ابقا کند.
حقیقت این است که تبلیغات نمی تواند آتشی را روشن کند ، بلکه فقط می تواند آتشی را که قبلا برپا شده مشتعل نگه دارد.
اکنون ، نقش و اعتبار تبلیغات کاهش یافته و بازار یابی وارد عصر روابط عمومی شده است.


مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۰:۲۵   ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
       
نقل قول

دست دادن دوستانه و خودمانی:
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.
درست است که دست دادن مسئله ای پیش پافتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تأثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۰:۳۳   ۱۳۹۱/۱۱/۷
       
نقل قول

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین 10 اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟


تماشا: شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین 10 اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟

اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این 10 مهارت باشد چه؟



1- جانبداری

طرف نظر خودتو را بگیر!

شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.

برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.


2- موضع یادگیرنده

دانش آموز باشید نه استاد!

«نه، صبر کن»، «نه اینجوری نیس، بذار من بگم». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.

اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای «استاد سخنران همه چیزدان» خودمان را به جای «دانش آموز مشتاق یادگیری» بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: «موضع یادگیرنده.»




3- گشودگی ذهن

مخت را تکان بده

در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.

گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.


4- به تعلیق درآوردن فرضیات

پیش فرضتو خط بزن!

در زندگی روزمره کمتر متوجه می شویم که عینک خاصی را به چشم زده ایم که ادراک و برداشت های ما را با قاطعیت شکل می دهد و آنها را محدود می کند، زیرا این نوع برداشت در طول زندگی و از دوران کودکی در خون و گوشت ما نفوذ کرده است. ارزیابی های سریع و جهت گیری های فوری در زندگی، احساس امنیت به وجود می آورند. تنها در صورتی که بفهمیم به چه میزانی وابسته به آنها هستیم، قادر خواهیم بود در آنها تجدید نظر کنیم و الگوهای قدیمی و تله های فکری را کنار بگذاریم. ما دائم با محیط در ارتباط هستیم و همیشه در حال ارزش گذاری و قضاوت. مثلا این بهتر است یا آن؟ کدام یک بزرگتر است؟ کدام زیباتر است؟ چه چیز خطرناکتر است؟ چه کسی سریع تر یا کندتر است؟ تاثیر من چگونه است؟ بدین ترتیب با ردیفی از ارزیابی های روزانه به سر می بریم.

آگاهانه یا ناآگاهانه درباره داده های بی شماری تصمیم می گیریم، انتخاب می کنیم. واقعیت را آنطور که مناسب می دانیم، می سازیم و متوجه نمی شویم که اینها ساختارهای خودمان است. تصمیمات و اعمالمان به وسیله ارزیابی ها وتصورهای خاص ما از جهان که روی واقعیات عینی پرده افکنده اند تعیین و اجرا می شوند. به وسیله گفت و گو می توان این عکس العمل های ناخودآگاه، اتوماتیک و زنجیروار را که در اثر الگوهای ذهنی به وجود آمده اند، شکست.

برچسب ها هم قضاوت ذهنی هستند. خیلی وقت ها ما با برچسب زدن به همدیگر پیشداوری می کنیم و از همانزاویه با فرددیگر برخورد می کنیم. در این صورت توانایی ها و خصوصیات دیگر او نادیده گرفته می شود و حتی آن ویژگی ها در فرد تعطیل می شود. در صورتی که هر انسانی بالقوه دارای خصوصیات بی شماری است که در شرایط مناسب می تواند شکوفا شود. پیش فرض های خودتان را بشناسید و آنها را موقع گفت و گو کنار بگذارید.


5- از دل سخن گفتن

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

این دیگر خیلی سخت است. اینکه ما حرف واقعی خودمان را بزنیم، بدون آنکه آن را در لفافه طعنه و تظاهر بپیچیم. یک رابطه ساده اما عمیق، دقیقا از همین اصل از دل سخن گفتن سرچشمه می گیرد. «نکند این حرفی که می زنم او را ناراحت کند» مهمترین باوری است که مانع از دل سخن گفتن ما می شود. یک ور پیچیده تر از دل سخن نگفتن، این است که ما فقط برای جلب توجه دیگران حرف بزنیم، نه برای زدن حرف خودمان. اینکه از دلمان حرف بزنیم، به همین خاطر باعث گزیده گویی می شود.




6- گوش دادن

شنیدن از سودای جان

«چند بار باید یه حرفی رو به تو بزنم؟»، «چرا وقتی حرف می زنم حواست به من نیس؟»، «اون که همیشه فقط منتظره حرف خودش رو بزنه، عجیب نیس حرف تو را نشنیده»، «ببخشید دوباره می گی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود»، «من که دیگه چیز برای تو تعریف نمی کنم»، «من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می زدی». حتما شما هم در مکالمه هایتان از این قبیل جمله ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی دهند استفاده کرده اید. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل فیزیولوژیک است اما در گوش دادن، ما حرف طرف مقابل را ادراک می کنیم. بیشتر وقت ها، ما موقع گوش دادن، توجه و حضور ذهن کافی نداریم.

حضورمان بیشتر فیزیکی است. انگار داریم حرف های طرف مقابل را دنبال می کنیم ولی در واقع به چیزهای دیگر فکر می کنیم. نشان دادن اینکه داریم گوش می دهیم (با تکان دادن سر مثلا)، اینکه حرف های دیگران را قطع نکنیم، اینکه ادامه حرف هایش را خودمان نزنیم، اینکه هر جا را نفهمیدیم سوال کنیم. اینکه بین شنیدن و گفتن حرفمان فاصله باشد هم در واقع تکنیک های عملی گوش دادن هستند.


7- ناظر خویش بودن

به خودت نگاه کن!

«بر خویشتن خویش ناظر بودن» آخرین مهارتی است که برای ایجاد گفت و گوی بالنده به آن می پردازیم. این مهارت را می توان مجموع همه مهارت های دیگر دانست. برای عملی کردن این مهارت به آگاهی مدام نیاز داریم. آگاه بودن به خودو آنچه که انجام می دهیم، درست همان موقع که در یک گفت و گو شرکت می کنیم و از آرا و نظرات خود حرف می زنیم یا از دیگری در مورد عقایدش سوال می کنیم و حتی وقتی در سکوت به حرف های دیگران گوش می دهیم، باید سعی کنیم که به آنچه انجام می دهیم دقت داشته باشیم.

گویا خود را از خود جدا می کنیم و از بالا به خود نگاه می کنیم. بر خویشتن خویش ناظر بودن مثل این است که در لحظه ای که در یک ارتباط قرار می گیریم، به خاطر داشته باشیم که در مورد هر موضوعی که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، همه چیز را نمی دانیم و موضع یادگیرندگی داریم و اینکه به خود یادآوری می کنیم که به دیگری احترام کامل بگذاریم، زیرا ذات انسانی قابل احترام است و ذهن خود را باز می گذاریم تا نظرات دیگران را بی قضاوت های آنی گوش کنیم و آمادگی دریافت نظرات جدید را داریم.

همچنین به خود یادآوری می کنیم که باید صداقت داشت و از دل سخن گفت و هنگام گوش دادن با تمرکز به آنچه دیگری می گوید گوش فرا دهیم، نیز به خودیادآوری می کنیم که یک گفت و گوی موفق بدون شتاب پیش می رود و همیشه فرضیات قبلی ما تمام و کمال درست نیست و نمی توان براساس داشته های قبلی همه اتفاقات و حرف ها را تفسیر کرد.

وقتی بر خویش ناظریم، به یاد داریم که به شکل سازنده ای از نظرات خود دفاع کنیم و برای روشن بودن حرف هایمان ریشه های فکریمان را درباره آن موضوع بیان کنیم و برای رسیدن به درک متقابل از احوالات و نقطه نظرات دیگران جویا بشویم.


8- احترام کامل

این علامت مخصوص گفت و گوست!

دومین مهارت گفت و گو «رعایت احترام کامل» است. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آنگونه که هست، به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتا خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم که اگر در شرایط مشابه او بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همانطور فکر و عمل می کردیم. ممکن است آنچه را که سایرین می گویند یا فکر می کنند دوست نداشته باشیم اما نمی توانیم مشروعیت آنها را به عنوان یک انسان انکار کنیم. یک میزگرد نماد مناسبی برای گفت و گوی محترمانه است زیرا گردی میز می گوید کسی در این مجلس بالاتر از کس دیگری نیست اما برای ایجاد برابری مورد نیاز انجام گفت و گو به چیزی بیش از یک ابزار مثل میز گرد نیاز داریم؛ چیزی مثل داشتن نگرش برابر نسبت به انسان ها.




9- جویندگی

سوال کن!

طرح یک سوال ساده و صادقانه موقع گفت و گو، بسیار تاثیر خوبی بر طرف مقابل دارد. پرسیدن سوال هم علاقه ما به طرف مقابل را نشان می دهد و هم کمک می کند خودمان بفهمیم طرف دارد چه می گوید. متخصصان گفت و گو به این مهارت می گویند«جویایی یا جویندگی».

یادتان باشد جویندگی، اگر دقیق اجرا نشود، ممکن است این تصور را در دیگران ایجاد کند که داریم در کارشان دخالت می کنیم. ضمنا یادتان باشد به بهانه جویندگی به دنبال سردرآوردن از شرایط زندگی و افکار دیگران نباشیم.


10- عجله نکردن

شتاب سنج داشته باش!

آقایان! خانم ها! و مخصوصا شما آقایان! گاهی طرف مقابل فقط حرف می زند که حرفش را زده باشد. بعضی وقت ها فرصت بدهید که دیگران حرف بزنند و شما فقط گوش دهید، نگاه کنید و بگذارید طرف مقابل بداند که شما فقط می خواهید گوش دهید، بدون هیچ عجله ای برای دیکته کردن راه حل هایی که شتابزده به ذهنتان می رسد. بعضی وقت ها عین کلاس اولی ها می خواهیم جواب هایمان را قبل از اینکه صورت مساله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بگوییم. عجله نکنید و به صورت مساله گوش کنید.


کارگاه های گفتگو در ایران هم برگزار می شود

کتاب و چیزهای دیگر

اگر می خواهید کامل تر در مورد این مهارت ها بدانید، می توانید «کتاب کوچک گفتگو» نوشته مرسده صادقی که موسسهامام موسی صدر آن را منتشر کرده تهیه کنید. البته این کتاب هنوز توزیع عمومی نشده و برای تهیه اش باید با خودموسسه تماس بگیرید. اگر با محتویات کتاب حال کردید، می توانید آن را در کارگاه های گفتگو که همین موسسه برگزار می کند به صورت عملی تمرین کنید. در واقع این کتاب یکجور کتاب کار همان کارگاه ها هم به حساب می آید.


شماره صفحه
+
-
برو
بروز رسانی
 
 
پاسخگویی
 
 
ثبت نظر
صفحه پیشرفته
     
«  موضوع قبل زیربخش موضوع بعد »
تعریف روابط عمومی روابط عمومی همایش روابط عمومی