مدیریت  ›› مدیریت استراتژیک و عملکرد

کسب و کار

مدیر سایت
تعداد پست :
134
۱۵:۴۴   ۱۳۹۱/۲/۱۸
       
نقل قول
هفت اشتباه انسانهای باهوش


فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول‌ ترند بازده کمتری دارند.

افراد پرمشغله همیشه وقت کم می‌آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و از این قبیل هستند. معمولاً کم پیش می‌آید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.

برنامه پرمشغله‌ شان باعث می‌شود احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.

راه‌حل : سرعتتان را کم‌تر کنید. نفس بکشید. تعهداتتان را مرور کنید. کارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.


2. یاد می‌گیرند یک کار را چطور انجام دهند اما هیچوقت انجامش نمی‌دهند.

متاسفانه تعداد کمی از آدم‌ها طوری زندگی می‌کنند که به آن موفقیتی که همیشه در رویاهایشان بوده دست پیدا کنند. و این یک دلیل ساده دارد :

هیچوقت وارد عمل نمی‌شوند!

علم‌آموزی به این معنا نیست که رشد می‌کنید. رشد زمانی اتفاق می‌افتد که چیزهایی که می‌دانید زندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدم‌ها در سردرگمی کاملند. درواقع آنها زندگی نمی‌کنند. فقط روزها را می‌گذرانند و هیچوقت کاری که لازم است را انجام نمی‌دهند—یعنی دنبال کردن آرزوهایشان.

مهم نیست که نابغه باشید یا دکترای فیزیک کوانتوم داشته باشید، اگر عمل نکنید نمی‌توانید کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی‌ ارزش هستند. به همین سادگی!

راه‌حل : موفقیت در تصمیم به زندگی کردن—جذب خودتان در فرایند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.

3. برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.

نمی‌توانید چیزی که به درستی آنرا نسنجیده ‌اید را کنترل کنید و چیزی که می‌سنجید آینده شما را تعیین می‌کند. اگر چیزهای درستی را بررسی نکنید نسبت به فرصت‌هایی که برایتان پدیدار می‌شود کور می‌شوید.

تصور کنید که در کار تجاری کوچکی که انجام می‌دهید، مقرر کنید که میزان مدادها و گیره های کاغذ که مصرف کردید را حساب کنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره‌ های کاغذ معیار خوبی از چیزهای مهم برای یک تجارت نیستند. مدادها و گیره‌های کاغذ هیچ تاثیری در درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل نیستند.

اجازه بدهید بعنوان یک مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبین این سایتها که از آن راه زندگی خود را می‌گذرانند، تعداد مشترکین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسی می‌کنند اما نمی‌دانند که تعداد مشترکین RSS یک معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشترکین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید کننده درآمد آن دارند.



اینکه چه چیز را بسنجید آینده شما را پیشبینی می‌کند. باید چیزهایی را بسنجید که مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.

راه‌حل : رویکرد مناسب این است که بفهمید هدف اصلیتان چیست و بعد چیزهایی که مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. درمورد مثال سایت تجاری، هدف باید "اخذ درآمد از طریق سایت" باشد. و چیزهای کمی که ارزش بررسی را دارند تعداد کلیک‌هایی است که روی تبلیغات، نرخ‌های تبدیل مرتبط، نرخ‌های تبدیل محصولات داخل و فیدبک مشتری/خواننده و از این قبیل می‌باشد.

توصیه ما این است که برای تعیین هدف اصلیتان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی کردن را تعیین کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی کنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت کرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یک نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده کنید تا پیشرفتتان را ارزیابی کنید. بعد عملکردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.


4. درگیر ایده آل‌سازی همه چیز می‌شوند.

خیلی از ما ایده آل‌گرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر می‌گیریم و بیشترین تلاشمان را می‌کنیم. زمان و توجه زیادی را صرف کار/علاقه‌ مان می‌کنیم تا استانداردهای شخصیمان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترین‌ها باعث می‌شود دست به تلاش‌های بیشتر بزنیم، هیچ ‌وقت دست از کار نکشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن کامل خود به ایده آل‌ها به ما کمک می‌کند به نتیجه دلخواهمان برسیم. البته تازمانیکه این روش ما را اسیر خود نکند.

اما وقتی اسیر ایده آل‌گرایی شدیم چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی نتوانیم به استانداردهایی که برای خودمان تعیین کرده‌ایم برسیم، ناامید و دلسرد می‌شویم و نمی‌توانیم با چالش های جدید روبه‌رو شویم و یا حتی کاری که شروع‌ کرده‌ایم را تمام کنید. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاد در کارها، استرش شدید و نتیجه نامطلوب می‌شود.

ایده آل‌گراهای واقعی کارها را سخت شروع می‌کنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی می‌کشند.

راه‌حل : دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایده آل‌گراها نمی‌دهد. دنیا به کسانی پاداش می‌دهد که کارها را انجام می‌دهند. و تنها راه برای انجام کارها این است که 99% مواقع ایده آل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایده آل انجام دادن کارهاست که می‌توانیم به بارقه‌هایی از ایده آل دست پیدا کنیم. پس تصمیم بگیرید. وارد عمل شوید. از نتیجه کار درس بگیرید. و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایده آل‌هاست.


5. قبل از اینکه برای یک فرصت وارد عمل شوند صبر می‌کنند تا 100% برای آن آماده گردند.

این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نکاتی دارد که باید جداگانه درمورد آن بحث شود.

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌بینیم افراد باهوش را عقب می‌اندازد بی‌میلی خودشان برای قبول کردن فرصت‌ها فقط به این دلیل است که تصور می‌کنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور می‌کنند که به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برای آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، این طرز فکر جلوی پیشرفت را می‌گیرد.

واقعیت این است که وقتی موقعیت و فرصتی پیش می‌آید هیچکس هیچوقت 100% آماده نیست. چون بیشتر فرصت‌های زندگی ما را مجبور می‌کند از نظر احساسی و عقلی رشد کنیم. این فرصت‌ها باعث می‌شود از منطقه امنمان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول کار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نکنیم، احساس آمادگی هم نمی‌کنیم.

راه‌ حل : یادتان باشد که فرصت‌های استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگی اتفاق می‌افتد. اگر می‌خواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد کنید، باید از این موقعیت‌ها استفاده کنید، حتی اگر 100% احساس آمادگی برای آن نکنید.


6. خود را با انتخاب‌های زیاد اشباع می‌کنند.

اینجا در قرن 21 که اطلاعات با سرعت نور حرکت می‌کند و فرصت‌های تغییر و پبشرفت به‌نظر بی‌ انتها می‌رسد، برای انتخاب روند زندگی و کار با موقعیت‌های مختلفی روبه‌رو هستیم. اما متاسفانه، زیاد بودن گزینه‌های انتخاب معمولاً موجب بی‌تصمیمی، سردرگمی و بی‌حرکتی می‌شود.


تحقیقات مختلفی درمورد کار و بازاریابی نشان داده است که وقتی مشتری با انتخاب ‌های مختلفی از محصولات روبه‌رو باشد، خرید کمتری می‌کند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیار راحت‌تر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید کردن سخت باشد، بیشتر افراد خسته شده و دست از خرید می‌‌کشند.

به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را درمعرض تعداد گزینه‌ های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته می‌شود.

راه‌حل : اگر یک خط تولید را می‌فروشید، سعی کنید ساده باشد. و اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگیتان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید.
7. در زندگی خود تعادل ندارند.



اگر از آدم‌ها بخواهید آنچه که از زندگی می‌خواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل "عشق"، "موفقیت"، "خانواده"، "شناخت"، "آرامش"، "خوشبختی" و امثال آن خلاصه می‌کنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدم‌ها همه آن را در زندگیشان می‌خواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدم‌ها برای رسیدن به این اهداف زندگیشان را درست متعادل نمی‌کنند.

کسی را می‌شناسم که سال گذشته یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من درد و دل می‌کرد می‌گفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است.



یک نفر دیگر را هم می‌شناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج ‌سواری است. او از آندسته آدم‌های مثبت‌اندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن می‌خوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمی‌توانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر می‌رسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم.

اینها دو سبک ‌زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیون‌ها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد.

راه‌حل : وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعیتان، خانوادگیتان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژیتان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم می‌خورد. بااینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر می‌خواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگیتان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت.



مدیر سایت
تعداد پست :
134
۱۵:۴۶   ۱۳۹۱/۲/۱۸
       
نقل قول

چهره های برجسته چگونه می اندیشند؟

كیم_وو_چونگ تاجركره ای ورئیس هیت مدیره ومؤسس تشكیلات دوو است.
اودرسنین كودكی زندگی بسیارفقیرانه ای داشت واین وضع سالیان زیادی ادامه داشت.بطوری كه وقتی بازحمت ومشقت خودرابه دانشگاه رساندپشیزی درجیب نداشت ومجبوربودحدودده كیلومترفاصله راه ازمنزل تادانشگاه راطی دوساعت پیاده طی كند.اما همواره امیدهایی رادرسرمی پروراند.وقتی شب هادیرگاه ازكتابخانه دانشگاه خارج می شدوآن مسافت طولانی رامی پیمودنگاهش رابه آسمان می دوخت وبه قول خودش تمام عالم رادرمیان بازوانش جای می دادوهیچ چیزدرذهنش غیرممكن به نظرنمی رسید.اوبانیروی اراده توانایی های درونی خودرابه كارگرفت وسرانجام موفق شدبه سرعت راه پیشرفت وترقی رابپیمایدوبه آرمان های خودجامه عمل بپوشاند.
اودرسال1967 یعنی درسن 32سالگی شركت صنایع دووراتاسیس كردوباپشتكاروجدیت به توسعه آن همت گماشت.این شركت درحال حاضربیش از70 شعبه ونمایندگی دررشته های مختلف صنعتی ازقبیل احداث ساختمان –كشتی سازی-تولیدوسایل نقلیه-ماشین آلات سنگین وسبك-آدم ماشینی-دستگاه های مخابراتیومحصولات الكترونیكی فعالیت داشته وبانقاط مختلف جهان مناسبات تجاری برقرارنموده است.شركت دوو بابیش از91000 پرسنل دائم وفروش 22بیلیون دلارطی سال1990طبق گزارش روزنامه فورچون مقام چهل وپنجمین شركت صنعتی بزرگ جهان رابه خوداختصاص داده است.
آقای كیم درسال1978ضمن اهداء كلیه دارایی خود"بنیاددوو"راتاسیس نمود.این بنیادغیرانتفاعی بوده وتابه حال چندمركزآموزشی وپنج بیمارستان عمومی روستایی دركره تاسیس واداره نموده است.
وی دركتاب سنگفرش هرخیابان ازطلاست"می نویسد:
"احتیاط كنیددردام عذروبهانه وتوجیه تراشی گرفتارنشوید.شمابدون غالب شدن برخودنمی توانیدفاتح دیگران باشید."

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۰۹:۰۰   ۱۳۹۱/۹/۱۲
       
نقل قول

شش دلیل رایج ورشکستگي در كسب‌ و كار
بعضی از شرکت‌ها در همان مراحل آغازین رشد به مشکل برمی‌خورند. چه موانعی بر سر راه شرکت‌های با رشد بالا وجود دارد؟ در ادامه به شرح موانع موجود بر سر راه شرکت‌های با رشد سریع و نحوه رفع آنها توسط بعضی از همین شرکت‌ها می‌پردازیم.
دنیای اقتصاد: تمام شرکت‌های با رشد بالا عاقبت گرفتار حداقل یکی از موانع رایج در رشد سریع می‌شوند. این نحوه مدیریت و برخورد شما است که تعیین کننده موفقیت یا تصادم با موانع خواهد بود.

بعضی از شرکت‌ها در همان مراحل آغازین رشد به مشکل برمی‌خورند. نمونه بارز این حالت، اکثریت صاحبان شرکت‌های لیست شده در نسخه سپتامبر ماهنامه اینک است. میانگین نرخ رشد شرکت‌های درج شده در لیست (Inc.500 companies) از سال 2008 تا 2011، 9/1435 درصد بوده است. وقتی شما با چنین سرعت بالایی در حرکت هستید، برخورد با هر مانعی می‌تواند قطعا دردناک و حتی مهلک باشد.

چه موانعی بر سر راه شرکت‌های با رشد بالا وجود دارد؟ گری کانکل، اقتصاددان و محقق موسسه ادوارد لو (Edward Lowe Foundation) تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام داده است. کانکل برای فهم بهتر عوامل موثر در موفقیت یا عدم موفقیت کسب‌وکارها، یک پایگاه داده بزرگ که دربرگیرنده 45 میلیون کسب‌وکار است ایجاد کرده است.

در این راستا، او اخیرا تحقیق خود را از 4 هزار شرکت با رشد بالا در پنسیلوانیا به پایان رسانده است. در این بررسی، از 600 شرکت از نزدیک بازدید به عمل آورده و با مدیران ارشد آنها گفت‌وگو کرده است. نکته جالب توجه این است که این شرکت‌ها (داراي رشد بالا) نقاط مشترک زیادی با یکدیگر داشتند تا با شرکت‌های هم صنف خود. حقیقت این است که شرکت‌های پیشرو با چالش‌های مشابهی دست و پنجه نرم می‌کنند. کانکل اظهار می‌دارد: «این مشکلات از چنان اهمیتی در کسب‌وکار مربوطه برخوردار می‌شوند که عوامل تاثیرگذار دیگر (از جمله حوزه فعالیت، محل فعالیت، اندازه کسب‌وکار و غیره) را کم رنگ می‌کنند.»

در ادامه به شرح موانع موجود بر سر راه شرکت‌های با رشد سریع و نحوه رفع آنها توسط بعضی از همین شرکت‌ها می‌پردازیم.



1- توان نیروی انسانی موجود، برای رشد کسب‌وکار شما کافی نیست.

در سال 2008، شرکت انرژی بلک الک موفق به انعقاد اولین قرارداد خود برای توسعه میدان گازی در خلیج مکزیک شد. مدیر تدارکات و پشتیبانی شرکت بسیار موفق عمل کرد. سال بعد، شرکت قرارداد دوم خود را بست. این بار توسعه 30 میدان نفت و گاز به عهده شرکت گذاشته شد. وظایف مدیر تدارکات تغییر کرده بود. وظایف او شامل تهیه و ارسال تجهیزات و نفرات بخش بود(که قسمت ساده کار بود) و همچنین استفاده بهینه از هلی کوپترها، قایق‌ها و منابع دیگر و تخصیص آنها در پروژه‌های مختلف که کار بسیار سختی بود.

در اینجا بود که مدیر شرکت آنچه را که بسیاری از صاحبان کسب وکارها امروزه در پیش می‌گیرند، به کار گرفت: «همچنان که کسب‌وکار رشد می‌کند و چالش‌های آن پیچیده‌تر می‌شود، استفاده از منابع انسانی جدید ضروری است.» با بررسی عملکرد این شرکت متوجه شدیم همه کارکنان موجود این شرکت از جمله مدیر تدارکات از نظر تاکتیکی بسیار خوب عمل می‌کردند. اما، فاقد مهارت‌های استراتژیک بالا بودند؛ زیرا مدیر شرکت علاقه‌ای به از دست دادن کارکنان قدیمی خویش نداشت.

چرا که آنها با ترک شغل‌های خود و جذب در یک شرکت نوپا خدمت بزرگی به شرکت بلک الک کرده بودند. بنابراین او با برگزاری گفت‌وگوهای صادقانه رودررو با کارکنان، آنها را در مورد نیازهای جدید و مهارت‌های لازم برای رفع این نیازها آگاه کرد. اکثریت کارکنان موضوع را درک کرده و خود را با موقعیت جدید وفق دادند. همچنین با توجه به رشد شرکت، تقریبا برای تمام قسمت‌های سازمان مدیران ارشد جدید به کار گرفته شد. در حال حاضر، این شرکت 98 میدان گازی را اداره می‌کند و 340 میلیون دلار درآمد سالانه دارد. در بخش تدارکات و پشتیبانی 6 مدیر به همراه یک مدیر ارشد مشغول به کار هستند.




2- خیلی دیر استخدام می‌کنید.

عموما طبیعی است که کارکنان تازه‌استخدام شده با مقدار محدودی از فشار کاری مواجه شوند. اما، مدیران جدید حسابداری در شرکت تعمیرات و نگهداری تاسیسات اف ام تحت فشار زیادی قرار داشتند. مدیر شرکت دریافته بود که این مشکلات در حال انتقال به مشتریان است.

او مشکل را در روش استخدام انفعالی خویش می‌دانست. اما راه‌حلي براي آن پيدا كرد. او حالا مدیران حسابداری جدید را حدود 4 ماه زودتر از موعد مورد نیاز استخدام می‌کند. به این ترتیب، کارکنان جدید زمان کافی برای جذب و درک فرهنگ و دیگر امور سازمان مربوطه را خواهند داشت.

با اشاره به نتایج تحقیقات کانکل، اکثریت شرکت‌های با رشد سریع از به‌کارگیری راه‌حل مشابه شرکت اف ام سود خواهند برد. البته، به‌کارگیری این استراتژی کار ساده‌ای نیست. زيرا، استخدام نیروهای جدید بر اساس نیازهای پیش بینی شده است؛ این آینده‌نگری‌ها می‌تواند به هر علتی محقق نشود.

به عقیده کانکل، یکی از راه‌حل‌هاي این مشکل استفاده از شیوه‌ای است که آن‌را روش چاک نل (Chuck Noll) می‌نامد. نل همیشه به جای انتخاب بهترین بازیکنان برای پست‌های مشخص، از بازیکنانی استفاده می‌کرد که در مجموع عملکردی موفق داشتند. او اعتقاد داشت که بازیکن خوب کسی است که با آموزش صحیح قادر باشد در پست‌های مختلف بازی کند. این اصل در کسب‌وکارها نیز کاربرد دارد. در اغلب موارد، قبل از آنکه دقیقا بدانیم کی و چگونه از افراد جدید استفاده خواهیم کرد، مبادرت به استخدام آنها می‌کنیم. با توجه به شرایط همیشه در حال تغییر کار، تا مدیران سازمان دریابند که چه کارهایی باید انجام شود و سپس به دنبال افرادی بگردند که آنها را انجام دهند، غالبا دیر شده است. بنابراین، با به‌کارگیری افراد با قابلیت بالا سازمان خود را برای تغییرات احتمالی آماده می‌سازیم.



مدیر شرکت اف ام بهترین کارکنان سازمان را از میان افراد با سابقه نظامی انتخاب می‌کند. آنها از آموزش‌های فرماندهی و نظارت بالایی برخوردارند. در شرایط غیرمعمول، کنترل خود را از دست نداده و تمامی توان خود را بر انجام وظایف تعیین شده متمرکز می‌کنند. از سال 2008، درآمد شرکت از 37 میلیون دلار به 350 میلیون دلار افزایش پیدا کرده است. مدیر شرکت بخش اعظمی از موفقیت سازمانش را مدیون نیروهای تازه استخدام شده می‌داند.


3- کسب‌وکار شما فاقد رویکردی صحیح است.

برای شرکت آترباکس (OtterBox)، تولیدکننده انواع کیف تلفن‌های همراه و کامپیوترهای کوچک، راه اندازی یک خط محصول جدید فرصت بزرگی است. در ماه مه‌ جاری، وقتی شرکت سامسونگ جدیدترین مدل تلفن هوشمند گلکسی خود را به بازار عرضه کرد، شرکت آترباکس موقعیت بزرگی را از دست داد. اگرچه آترباکس مدت‌ها قبل برای محصول جدید سامسونگ برنامه‌ریزی کرده بود، اما با دو هفته تاخیر کیف تلفن مذکور را وارد بازار کرد. مدیر آترباکس عقیده دارد شرکتش در نتیجه این تاخیر، بالغ بر 10 میلیون دلار از دست داد.

شرکت آترباکس در 90 درصد مواقع هماهنگ با محصولات دیگر شرکت‌ها عمل کرده است. اما، مدیر شرکت از این عملکرد راضی نبوده و سال‌ها است که درصدد بهبود روند اداره سازمان خویش است.

وضعیت کنونی آترباکس مطلوب نیست. مشکل این شرکت استفاده از روش‌های اصولی‌تر در طراحی، تولید و حمل نیست؛ این شرکت در کل به سیستمی احتیاج دارد که همپا با رشد بی‌نظیر آن حرکت کند. تعیین و اجرای چنین روندی برای شرکت‌ها بسیار حیاتی خواهد بود. چهار سال قبل، درآمد شرکت 10 میلیون دلار بود. در سال 2011، فروش از مرز 348 میلیون دلار نیز گذشت. مدیر شرکت اظهار می‌دارد: «وقتی شما با این شتاب در حال رشد هستید، مطمئنا روند کنونی اداره کردن کسب‌وکارتان، شش ماه دیگر پاسخگوی نیازهایتان نخواهد بود. شما هر طور شده باید از رشدتان جلو بزنید.»

در سال 2009، آترباکس تصمیم گرفت از تکنولوژی جدیدی برای مکانیزه کردن توزیع محصولات خود استفاده کند. مدیر شرکت در این رابطه بیان می‌دارد: «سیستم جدید فاجعه بزرگی بود. از یک طرف، شرکت طرف قرارداد در همان مراحل اولیه کار با شرکت دیگری ادغام شد که باعث بروز مشکلاتی از جمله تاخیر در عرضه كالاها شد. از سوی دیگر، زمانی که سیستم جدید نصب شد، رشد بالای شرکت به‌زودی باعث ناکارآمدی آن شد.» در کل، اگرچه شرکت توانسته بود به رشد خود ادامه دهد، رشد مطلوب مورد نظر در تمام زمينه‌ها تامین نشده بود.

آترباکس قصد دارد از ژانویه بعد سیستم جدیدی برای اداره کسب‌وکار خود به کار گیرد. مدیر شرکت امیدوار است که حادثه گلکسی سامسونگ دیگر تکرار نشود.


4- غفلت در مدیریت جریان نقدینگی شرکت.

شاید کمی بعید به نظر برسد که شرکت مایکروتک، ارائه دهنده خدمات آی‌تی، با داشتن 500 هزار دلار اعتبار بانکی و دو شریک تجاری متمول، باید نگران جریان نقدینگی خویش ‌بود. اما، مدیر شرکت دریافت که حتی بهترین سازمان‌ها نیز فارغ از نگرانی‌های جریان نقدینگی نیستند و باید سرمایه نقد خود را مدیریت کنند. کانکل در تحقیقات خود بارها به این موضوع برخورده است. همچنان که شرکت‌ها وارد قراردادهای بزرگ‌تر می‌شوند، مدت‌ها قبل از اینکه درآمدی از آن معاملات کسب کنند، باید مقدار زیادی وجه نقد صرف تجهیزات و نفرات کنند. کانکل بیان می‌دارد: «اغلب، شرکت‌ها به نسبت هرآنچه بزرگ‌تر می‌شوند، وجه نقدشان کمتر می‌شود. یعنی آنها به سمت ورشکستگی رشد می‌کنند!»

این دقیقا همان چیزی است که برای مایکروتک اتفاق افتاد. این شرکت کمی بعد از تاسیس در سال 2004، قرارداد بزرگی با وزارت دفاع برای انتقال داده‌های این وزارتخانه به امضا رساند. شرکت 40 نیروی جدید استخدام کرد. بعد از مدتی، نقدینگی به سرعت کاهش یافت. نهایتا، 30 نفر از نیروهای جدید از شرکت اخراج شدند.

مدیر شرکت آنچه را که باید، آموخت. اکنون، با 30 میلیون دلار اعتبار بانکی و 100 میلیون دلار اعتبار از شرکت دل، این شرکت لحظه‌ای از مدیریت جریان نقدینگی خود غافل نمی‌شود.




5- نمی‌توانید همگام با رشد تقاضا پیش بروید.

شرکت چوبانی (Chobani) تولید کننده ماست در آمریکا با درآمد 634 میلیون دلار، از آغاز فعالیت خود درگیر ظرفیت تولید بوده است. در ابتدا یعنی در سال 2005 این شرکت با مشکل تولید مازاد درگیر بود. اما بعد از شناخته شدن محصول در بازار مشکل آنها دیگر تامین تقاضا بازار بود. شرکت تا سال 2009، هفته‌ای 200 هزار عدد می‌فروخت. اما مدیر شرکت قصد داشت که ظرفیت تولید را تا 4/1 میلیون در هفته افزایش دهد. سرمایه مورد نیازبرای این اقدام 100 میلیون دلار تخمین زده شد.

کانکل در این باره اظهار می‌دارد: «این یکی از خطرناک‌ترین موقعیت‌ها برای شرکت‌های با رشد سریع است. آنها احتیاج دارند که کار را توسعه دهند و برای این امر، اغلب مجبورند که قرض کنند. در این صورت اگر تقاضا مطابق پیش‌بینی رشد نکند، خطر ورشکستگی آنها را تهدید خواهد کرد.» به عقیده کانکل بهترین استراتژی مدیریت رشد است به شکلی که به جای رشد بسیار سریع، با کنترل آن مرحله به مرحله تمامی روند کسب‌وکار را همگام با رشد پیش برد.

چوبانی ساخت خطوط جدید تولید خود را آغاز کرد. برنامه آنها برای تامین مالی پروژه استفاده از درآمد روبه رشد شرکت و اعتبارات بانکی بود. تا سال 2012، ظرفیت تولید به 4/1 میلیون عدد در هفته رسید. اما، تقاضای بازار 6/1 میلیون عدد بود.


6- عدم وجود مهارت‌هاي مديريتي در مديران.

جسیکا هرین اولین شرکت خود را به نام «ودینگ چنل» که ارائه دهنده خدمات عروسی است در زمان شکوفایی کسب‌وکارهای اینترنتی به راه انداخت. او در ابتدا کارمندانی بسیار باهوش و پرکار استخدام کرد. اما پس از مدتی تک تک آنها به علت خستگی شدید ناشی از کار زیاد و عدم مدیریت صحیح شرکت را ترک کردند.



او پس از مدتی در سال 2004، تصمیم به تاسیس شرکت استلا در حوزه طراحی جواهرات گرفت. این بار مصمم بود که شرکتی بین‌المللی و پایدار بسازد. او این بار به خوبی می‌دانست که باید مهارت‌های مدیریتی خود را افزایش دهد. بنابراین از مشاوران و متخصصان گوناگون در حوزه‌های مالی و بهداشتی بهره گرفت. کانکل عقیده دارد که او هوشمندانه عمل کرده است. بسیاری از شرکت‌های با رشد بالا، فاقد مهارت‌های لازم برای اداره سازمان خود هستند.

کانکل پیشنهاد می‌کند که این شرکت‌ها باید گروه‌های مشاوره گوناگون تشکیل داده و به‌طور مرتب با آنها گفت‌وگو کنند. به این ترتیب، کمبود مهارت‌های مورد نیاز خود را رفع کنند. یکی از مشاوران هرین به او کمک کرد تا بفهمد که او کیست؟ و بايد در اداره کسب‌وکار چه رویکردی داشته باشد؟ به احتمال زیاد همین عدم شناخت از خود و وظایف کارمندان، باعث شکست اولش بود. هرین هنوز هم برای آینده برنامه‌های زیادی دارد و هنوز هم سخت کار است. اما، او شرکتی می‌خواهد که کارکنانش بتوانند در آن به رشد دلخواه خود برسند و بهره ور باقی بمانند. او از کارکنانش توقع راندمان بالا دارد؛ اما نه با تحت فشار قراردادن آنها.


مدیر سایت
تعداد پست :
381
۰۸:۳۶   ۱۳۹۱/۹/۱۹
       
نقل قول

اقتصاد ایران آنلاین: در لیست بلند بالایی که CNN از ۱۰۰ شغل برتر آمریکا ارائه داده است نکات جالبی دیده می‌شود، از بروز خلاقیت‌ها و ابداعات تازه در بعضی مشاغل گرفته تا شغل‌های نوظهور. هنوز شغل‌هايي را مي‌توان يافت كه درآمد آنها مي‌تواند وسوسه‌كننده باشد. فهرستي كه CNN ارائه كرده تعداد زيادي از شغل‌هايي است كه به عنوان برترين شغل‌هاي اين روزهاي آمريكا شناخته مي‌شوند. با اين حال از ليست بلند بالاي ۱۰۰ تايي انتخاب‌هاي اين شبكه تلويزيوني، فهرست زير تنها ۱۰ شغل برتر اين ليست را نشان مي‌دهد.

مهندس زیست پزشکی
میانگین درآمد: ۷۹.۵۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۱۲۴.۰۰۰ دلار
کار این مهندسان شاید یک درجه خفیف‌تر از آن چیزی باشد که در فیلم‌های علمی- تخیلی شاهدش هستیم. آنها دست و پای مصنوعی درست می‌کنند، ارگان‌های مصنوعی و بافت‌های بدن را پرورش می‌دهند، فرمول‌هاي تازه برای داروها پیدا می‌کنند و ضمنا اطلاعات بیولوژیکی به‌روز را جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند. این رشته یکی از رشته‌های بینارشته‌ای زیست شناسی و مهندسی است.

مشاور بازاریابی
میانگین درآمد: ۹۲.۱۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۲۰۸.۰۰۰ دلار
خیلی از شرکت‌های تجاری پول زیاد و کالای باارزشی دارند که فقط بلد نیستند آن را چطوری بفروشند! اینجاست که مشاور بازاریابی وارد می‌شود. مشاور بازاریابی می‌داند چطور برای یک کالا تبلیغات کند تا کالا به دست مخاطبان اصلی‌اش برسد. آدم‌های خلاق و چندبعدی مناسب‌ترین آدم‌های این رشته هستند. علاوه بر این، آشنایی با تکنولوژی‌های روز از موارد کلیدی است.

مهندسي نرم‌افزار
میانگین درآمد: ۱۱۹.۰۰۰ دلار
بالاترین درآمد:۱۶۲.۰۰۰ دلار
مهندسان نرم‌افزار طراح و دیپلمات هستند! آنها برنامه‌های خلاقانه و باارزش می‌نویسند و به زبانی ترجمه‌اش می‌کنند که برای مدیران قابل درک و استفاده باشد. به عبارتی دیگر آنها پیوند دهنده ضروری بخش فنی یک واحد و مدیریت هستند. این شغل یک فرصت طلایی در اختیارتان قرار می‌دهد تا سیاست‌های رایانه‌ای یک شرکت را بهینه کنید. در دنیای صفر و یک این روزها، چه ویژگی از این بالاتر؟!

محقق بالینی
میانگین درآمد: ۹۰.۷۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۱۲۹.۰۰۰ دلار
هنگامی که یک تحقیق علمی در حال انجام شدن است محققان بالینی روند انجام کار را بررسی می‌کنند تا همه چیز طبق روال انجام شود. آنها تمام مراحل کار را قدم به قدم دنبال کرده و نتایج به دست آمده را بررسی می‌کنند تا مسیر تحقیقات از روند علمی خارج نشود. هرکس که دارای مدرک کارشناسی علوم، جامعه شناسی یا روان شناسی باشد از اولویت‌های کسب این فرصت شغلی است.

مدیر پایگاه داده
میانگین درآمد: ۸۷.۲۰۰ بالاترین درآمد: ۱۲۲.۰۰۰
در دنیایی که بی‌اغراق در مرز انفجار اطلاعات به سر می‌برد کسی باید وجود داشته باشد که این حجم اطلاعات را سامان دهد. مدیران دیتابیس یا پایگاه داده‌ها (DBA) آمار دقیقی از همه اطلاعات یک شرکت دارند و آنها را طوری سازمان‌دهی می‌کنند که در موقع لزوم دسترسی به آن راحت باشد.

مشاور مالی
میانگین درآمد: ۹۰.۲۰۰ دلار بالاترین درآمد: ۲۰۶.۰۰۰ دلار
می‌توان با کمی آموزش از پس خیلی کارها برآمد اما بهتر است گاهی اوقات تصمیم‌گیری‌های مالی را به متخصصان این رشته واگذار کرد. وظیفه مشاوران مالی قدم گذاشتن در مسیری است که خیلی از مردم عادی از پیمودن آن واهمه دارند. آنها در باره سرمایه گذاری، پس انداز، مالیات و خدمات بیمه به مردم مشاوره می‌دهند.

تحلیلگر تحقیقات سرمایه
میانگین درآمد: ۶۳.۱۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۹۷.۷۰۰ دلار
کوکاکولا یا پپسی؟ آندروید یا آی‌فون؟ مرسدس یا تویوتا؟! به همین سادگی! کار این افراد بررسی بازار است تا دلایل محبوبیت و ارجحیت یک کالا بر دیگری را کشف کنند. از نظرسنجی و تحقیقات مستقیم گرفته تا بررسی لایه‌های بنیادین یک پدیده، تحلیلگر بازار تلاش می‌کند ذهن مخاطب را پیش‌بینی کرده و بفهمد او چه می‌خواهد و چه عواملی ممکن است نظر او را درباره یک کالای خاص تغییر دهد.

فیزیوتراپ
میانگین درآمد: ۷۶.۷۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۹۹.۰۰۰ دلار
مخاطبان خاص فیزیوتراپ‌ها کسانی هستند که دچار جراحت، شکستگی و کوفتگی بدن هستند یا می‌خواهند از بروز خستگی‌های مزمن جلوگیری کنند. علاوه بر گذراندن دوره های تخصصی مربوطه و داشتن مدارک لازم، بهره‌مندی از دو ویژگی صبر و حس شوخ طبعی هم کمک زیادی به مراجعان می‌کند هم به فیزیوتراپ‌هایی که می‌خواهند در شغلشان ماندگار شوند.

طراح و سازنده نرم‌افزار
میانگین درآمد: ۸۴.۲۰۰ دلار
بالاترین درآمد: ۱۲۱.۰۰۰ دلار
نرم‌افزارهای مختلف مسیر زندگی ما را هدایت و حتی مدیریت می‌کنند! از اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارهای مبتدی گوشی‌های تلفن‌همراه گرفته تا نرم‌افزارهای حرفه‌ای که نقشه ژنتیکی DNA انسان را طراحی می‌کنند، همگی خروجی کار طراحان و سازندگان نرم‌افزارهاست. کار آنها در سطوح مختلفی انجام می‌شود و شامل مراحل تحقیق، طراحی، برنامه‌نویسی و سنجش می‌شود.

کاربر جديد
تعداد پست :
39
۱۸:۱۵   ۱۳۹۱/۱۰/۱
       
نقل قول
10 قانون برای موفقیت کسب و کار

اگر میخواهید کسب کار تازه ای راه اندازی نمائید یا اینکه کسب و کار کوچکی دارید که می خواهید موفقتر باشید، اصول دهگانه زیر را همیشه مد نظر داشته باشید. هرکدام از این اصول بخشی از موفقیت شما را تضمین خواهد کرد. اگر در حال راه اندازی کسب و کار جدید هستید، در اصول کاری که برای خود در نظر خواهید گرفت موارد زیر ار حتما لحاظ نمائید تا موفقیت کسب و کار جدید را تضمین کرده باشید.

1- هدف داشته باشید

شما همه چیز برای همه مردم نیستید. بر روی مشتریان مخصوص خودتان تمرکز کنید و سعی کنید آنها را راضی کنید. بازار هدف شما معمولا بخش خاصی از مردم هستند نه همه مردم.

2- متفاوت باشید

اگر رقبای شما کاری را انجام می‌دهند، شما انجام ندهید. از بازارهای شلوغ پرهیز کنید که در این بازارها همه محصولات و تبلیغات آنها مانند هم هستند.

3- یک تیم داشته باشید

برای پرنمودن یک جای خالی در کسب و کارتان استخدام نکنید. افراد را برای این استخدام کنید که بخشی از تیم شما باشند و کسب و کار شما را بسازند.

4- سریع باشید

زمان گرانبهاترین کالای شماست. وقتی قرار است کاری را روز جمعه انجام دهید، سعی کنید آنرا پنجشنبه عصر انجام دهید. همه تلفنها و ایمیلها را سریع پاسخ دهید.

5- تشکر کنید

خیلی زیاد. به مشتریان و کارمندان خود بگوئید که چقدر برای شما مهم هستند. حتی بهتر از این، اینکار را با روشهای قدیمی انجام دهید، قلم را بردارید و این مطلب را برای آنها بنویسید.

6- یکرو باشید

مطمئن باشید که کسب و کار شما دارای ظاهر و درون یکسان باشد. مشتری همیشه باید با تمام افراد در کسب و کار شما یک ارتباط مناسب داشته باشد.

7- لبخند بزنید

قیمت، محصولات، کیفیت یا خدمات شما دلیل خرید یک مشتری از شما نیست، بلکه مشتری چون شما را دوست دارد از شما خرید می‌کند.

8- خوش‌بین باشید

همیشه نیمه پر لیوان را ببینید. نگرش مثبت شما در انتها بر همه چیز غلبه کرده و تمامی مسائل جانبی شما را دربرخواهد گرفت.

9- فروشنده مهربان

تلاش نکنید با فشار و زور خدمت یا محصولی را به مشتری بفروشید. مشکلات را حل کرده و نیازهای مشتری را برطرف نمائید. بهترین کاری که می‌توانید برای مشتری انجام دهید.

10- آسایش خود را فراموش کنید

هیچگاه اعتقاد نداشته باشید راهی که می‌روید همیشه باید بروید. هیچگاه باور نکنید که ایده‌های جدید یا تکنولوژی جدید بدرد شما نمی‌خورد.



مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۶:۵۳   ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
       
نقل قول

14 دستورالعمل برای موفقیت در کسب و کار



کارهای کوچکی را بیابید که به راحتی قابل اجرا هستند و شما را به فرصت های بزرگ آینده نزدیک تر می کنند.




مجله خلاقیت:

1- با توجه به روندهای بازار، سه فرصت بزرگی که شاید در آینده برای کسب و کارتان پیش بیایند کدامند؟

مثلا فرض کنید ناشر کتاب هستید و هر روز بر پخش کننده های MP3 افزوده می شود، بنابراین یک فرصت خوب می تواند تولید کتاب های کنونی به صورت صوتی باشد.

2- چه اقدامات سریعی وجود دارند که باعث می شوند از فرصت های آینده استفاده کنید؟

کارهای کوچکی را بیابید که به راحتی قابل اجرا هستند و شما را به فرصت های بزرگ آینده نزدیک تر می کنند.



3- سه توانایی مهم بیابید که باید بر آنها مسلط شوید تا بتوانید از فرصت های آینده بهتر استفاده کنید.

مثلا برای تولید کتاب صوتی شاید لازم باشد با اصول صدابرداری، گویندگی و ... آشنا شوید.

4- تکنولوژی چه تاثیری بر روند کسب و کارتان گذاشته است؟ اینترنت چطور؟ چگونه می توان از این فرصت ها بهترین استفاده ممکن را برد؟
با تکنولوژی های جدید مرتبط با کارتان آشنا شوید. سعی کنید در این زمینه از تمامی رقیبان جلوتر باشید. از اینترنت برای توسعه کارتان بهتر استفاده کنید.

5- با اطلاعات کنونی خود، اگر به گذشته می رفتید کدام کارها و فعالیت ها را شروع نمی کردید؟

یکی از مهم ترین تصمیمات استراتژیک، حذف و کنار گذاشتن برخی از فعالیت هایی است که سودآور نیستند و انرژی و هزینه قابل توجهی به خوداختصاص می دهند.

6- سازمان دهی مجدد: چه تغییراتی باید در کسب و کارتان ایجاد کنید تا بازدهی افزایش یابد؟

تغییرات می تواند شامل اخراج یا استخدام افراد باشد. همچنین شاید لازم باشد مسوولیت های افراد را تغییر دهید. کار دیگر بررسی مجدد تمامی هزینه های شرکت است.

7- بازسازی مجدد: چگونه می توان زمان و منابع بیشتر را بر 20 درصد فعالیت های مهم اختصاص داد که باعث ایجاد 80 درصد سود شما می شود؟

اگر در روز باید 10 فعالیت انجام دهید، به احتمال زیاد دو مورد از آنها بسیار حیاتی و تاثیرگذار هستند.



8- چگونه می توانید با کاهش مراحل هر فرایند، کارها را ساده تر کنید؟

مثلا اگر برای صدور هر فاکتور لازم است شما آن را شخصا امضا کنید، آیا امکان دارد فاکتورهای با مبالغ پایین، بدون تایید شما صادر شود؟ با این کار یک مرحله از فرایند صدور فاکتور کم می شود.

9- کدام کارها را می توان به شرکت ها و افراد خارج از کسب و کارتان برون سپاری کرد تا وقت بیشتری برای تمرکز بر کارهای مهم آزاد شود؟

بسیاری از کارها می تواند در خارج از کسب و کارتان انجام شود. مهمترین کارهایی که باید توسط خودتان انجام شود بازاریابی و ارتباط با مشتری است. اغلب کارهای دیگر قابل واگذاری هستند.

10- اگر کسب و کارتان را از اول شروع می کردید، بزرگترین تغییری که در کارتان ایجاد می کردید چه چیزی بود؟

گاهی به شرایط کنونی عادت می کنیم و باعث می شود رشد و توسعه کارمان متوقف شود. این سوال را مدام از خودتان بپرسید و با توجه به جواب، به سرعت اقدام کنید.

11- مهمترین مهارتها، توانایی ها و استعدادهایی که باعث موفقیت کارتان شده اند کدامند؟ چگونه می توان این موارد را تقویت کرد؟


معمولا پس از مدتی، دلایل اصلی موفقیت کارمان را به فراموشی می سپاریم و بر آنها تمرکز نمی کنیم.

12- اگر در هر فعالیتی بی نظیر و عالی عمل می کردید، به کدام فعالیت ها وقت بیشتری اختصاص می دادید؟

13- کدام محصولات را می توان کنار گذاشت، بدون آنکه ضربه ای به فروش وارد شود؟

پیشرفت همیشه در افزایش تعداد محصولات نیست، گاهی کاهش محصولات سودآوری را بیشتر می کند.

14- با توجه به سوالات قبلی اگر فقط می توانستید در یک مورد اقدام کنید، آن اقدام چه بود؟


مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۱:۱۰   ۱۳۹۱/۱۰/۲۴
       
نقل قول

چهار کلید کسب و کارهای موفق از نگاه توماج فریدونی:

1- کاهش هزینه
2- ارتقاء همه جانبه برند
3- افزایش فروشِ کم هزینه
4- سودآوری و نه تنها منفعت (تفاوت Profit و Benefit)
3

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۰۹:۲۳   ۱۳۹۱/۱۱/۱۴
       
نقل قول

فضای کسب و کار ۵۰ سال آینده

ده سال پیش، فیس بوک وجود نداشت. ده سال قبل از آن، اینترنت نداشتیم. حالا چه کسی می داند که ده سال آینده چه چیزی ظهور می کند که دنیای کاری ما را تحت تاثیر قرار دهد؟

با اینکه نرخ بیکاری در بیشتر نقاط دنیا افزایش یافته، اما بالاخره وضعیت اشتغال رونق خواهد یافت، البته مطمئنا مثل گذشته نخواهد بود. احتمالا لازم نیست حتما در محیط کاری حاضر شوید و کار کنید و حقوق بگیرید. در آینده احتمالا شاهد محیط های کاری منعطف تر، مستقل تر، مشارکتی تر و در ضمن ناامن تر خواهیم بود. چنین فضایی با مشارکت نسل جدید و حضور بیشتر زنان در محیط کار به وجود خواهد آمد. بانک بین المللی HSBC طی یک نظرسنجی گسترده، وضعیت کاری در ۵۰ سال آینده و تغییرات احتمالی در این حوزه را مورد بررسی قرار داده است.


● وظایف مساوی برای زنان و مردان

بسیاری از پاسخ دهندگان در این نظرسنجی معتقدند برای مراقبت از کودکان، تغییرات گسترده ای در تقسیم کار به وجود خواهد آمد، به طوری که ۶۰ درصد معتقدند در ۵۰ سال آینده وظیفه مراقبت از کودکان به نسبت ۵۰/۵۰ بین زنان و مردان تقسیم خواهد شد. ۳۷ درصد دیگر معتقدند زنان همچنان گزینه اصلی مراقبت از کودکان در اکثریت موارد خواهند بود، در حالی که ۳ درصد معتقدند در سال ۲۰۶۱ به احتمال زیاد مردان خانه نشین می شوند.

برونوین کورتیس، رییس تحقیقات جهانی بانک HSBC، نیز اعلام کرده که الگوهای موفق در کسب وکار همچنان در آینده اهمیت خواهند داشت، به خصوص در حوزه هایی که زنان نقش کمرنگ تری دارند. پاسخ دهندگان هنگ کنگی با این موضوع موافق بوده اند، به طوری که ۴۹ درصد آنان گفته اند الگوهای موفق زن مهم ترین عامل در تشویق بیشتر زنان برای مشارکت در حوزه های علم و تکنولوژی هستند.

وظیفه بنگاه های اقتصادی در تشویق به ایجاد تنوع جنسیتی بیشتر در محیط کار نیز مساله ای کلیدی باقی خواهد ماند. بیش از نیمی از افراد شرکت کننده در این نظرسنجی (۵۱ درصد) معتقد بودند که کارفرمایان بیشترین مسوولیت را در تشویق زنان جوان به ایفای نقش در کسب وکار دارند. در آمریکا و انگلستان پس از کارفرما والدین، دولت و رسانه ها مسوول هستند، درحالی که در ژاپن بر نقش دولت بیش از همه تاکید شده است. به گفته کارول باگنالد، رییس بازرگانی منطقه ای HSBC، این سازمان بر اهمیت روز جهانی زن در این زمینه تاکید دارد و اینکه کارفرمایان باید از این فرصت برای پیشرفت های آینده استفاده کنند.

به گفته وی، کاری که امروز انجام می شود، بر نسل آینده زنان جوان که وارد بازار کار می شوند، تاثیرگذار است.

● جلسات کاری بدون حضور فیزیکی

تقریبا سه چهارم (۷۰ درصد) پاسخ دهندگان به این نظرسنجی گفته اند که شبکه سازی مجازی تاثیر قابل توجهی بر وضعیت کاری در آینده خواهد داشت، به طوری که نسبت جلسات رودررو و جلسات مجازی را ۵۰/۵۰ خواهد کرد. تنها ۱۴ درصد پاسخ دهندگان فکر می کردند که جلسات کاری آینده به طور کامل به صورت مجازی برگزار خواهد شد.

● مدیران انعطاف پذیر

در پاسخ به این سوال که آیا افراد در صورت مدیر عامل شدن، شرایط کاری منعطف را در دستور کار خود قرار می دهند یا نه، بیشتر افراد پاسخ منفی دادند، به طوری که تنها ۲۰ درصد اعلام کردند که انعطاف پذیری در کار را در پیش می گیرند. به هر حال، در ژاپن، ۴۹ درصد پاسخ دهندگان محلی گفته اند که هم مردان و هم زنان به کار انعطاف پذیر در آینده روی می آورند، در حالی که ۲۹ درصد اگر مدیرعامل شوند، این سیاست را اجرا نخواهند کرد.

● مدیران کم سن و سال

این روزها به طور کلی تحولی قطعی در سن مدیران در حال وقوع است. چرا این اتفاق می افتد و چرا نیازی مشهود به تغییر نسل احساس می شود؟ رهبران جوان به تجربه و خرد همکاران مسن تر خود نیاز دارند. اما در دنیای کسب وکار، سازمان ها به سرعت در حال رشدند. بنابراین مجبورند مرتب تغییر شکل بدهند تا به کارایی بیشتری دست یابند و سودآوری خود را تضمین کنند. چارلز هندی، نویسنده و استاد حوزه مدیریت و رفتار سازمانی، که مدت ها پیش تغییر شکل کسب وکارها و محیط کار را پیش بینی کرده بود، طی مصاحبه ای در سال ۲۰۰۹، عنوان کرده بود که مدیران آینده، مدیرانی کم سن و سال خواهند بود. از نظر وی، بنگاه های اقتصادی آینده توسط مدیرانی زیر ۴۰ سال اداره خواهند شد.

منطق او این است که چون همه چیز به سرعت در حال تغییر است، افراد باید بتوانند از نظر روانشناسی خود را با این تغییرات وفق دهند. وقتی سن شما بیشتر می شود، به طور طبیعی کندتر می شوید و بنابراین افراد در سنین بالا کمتر موقعیت های مدیریتی خود را برای مدت طولانی حفظ خواهند کرد. البته سازمان هایی که تیم های داخلی کوچک تری دارند، همچنان از تجربه افراد قدیمی تر استفاده می کنند.

موسسه مک کینزی در گزارش فصلی خود در دهه ۹۰ میلادی که موضوع آن «جنگ برای استعدادیابی» بود، پیش بینی کرده بود در نتیجه خروج نیروی کاری که در زمان اوج افزایش زادوولد متولد شده بودند، از چرخه کار و ورود نسل جدید(که جمعیت کمتری داشتند)، جنگ برای استعدادیابی، سال به سال داغ تر شده و یکی از اثرات آن این است که افراد در سنین پایین تری مسوولیت های مدیریتی را بر عهده می گیرند.

شرکت هایی که جنگ برای استعدادیابی را درک می کنند، اگر مطمئن باشند این استعدادهای جوان در سازمان باقی می مانند، نسبت به نسل قبلی فرصت های مدیریتی بیشتری برای آنان به وجود می آورند. البته جوانانی که در رشته ای تخصص به دست می آورند، بیشتر ترجیح می دهند رهبری سازمانی را که خود تاسیس کرده اند به دست بگیرند و پیش بینی می شود طی ۲۰ سال آینده، آن دسته از جوانانی که به کارهای شرکتی روی می آورند، بیشتر خوداشتغالی داشته باشند. به هر حال، از هر حیث که بنگرید، سن مدیران نسل آینده رو به کاهش است.

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۰۹:۴۹   ۱۳۹۱/۱۲/۹
       
نقل قول

من با سایر صاحبان کسب و کار درباره اینکه آیا فرزندانشان می خواهند بعد از بازنشستگی کسب و کار آنها را در دست بگیرند صحبت کرده ام و حتی خودم هم درباره برنامه انتقال کسب و کارم به فرزندانم اندیشیده ام.


من دارای سه فرزند پسر هستم و نمی دانم که هیچ کدام از آنها تمایل دارند که کسب و کار من را در دست بگیرند یا نه. اما حقیقت این است که برخی افراد نمی خواهند یک کسب و کار را اداره کنند و بعضی نمی خواهند زیر بار اداره کسب و کار خانوادگی بروند. اما سوال من اینجا است: آیا واگذاری مسوولیت کارآفرینی بر دوش انسان های «معمولی» خیلی دشوار است؟ البته مسلما کارآفرینان افرادی معمولی نیستند و کارآفرینی نیز برای هر کسی مناسب نیست. من به خاطر نسل جدید که می توانند میراث داران کسب و کار باشند یا حتی برای هر کسی که ممکن است به فکر شروع یا خریدن یک کسب و کار باشد لیستی از ویژگی های کارآفرینی تهیه کرده ام. البته خود من هنگامی که راه شغلی ام را انتخاب کردم، از اهمیت آشنایی با این موضوعات اطلاعی نداشتم و شروع یک کسب و کار تنها کاری بود که من می خواستم انجام دهم.

● ویژگی های مثبت

(یا آنچه من لذت های کارآفرینی می نامم)

۱ لذت انجام دادن کاری. نه لزوما اجرای یک ایده جدید، ساخت یک کالا یا ارائه خدمتی جدید، بلکه شاید حتی انجام دادن کاری با سرعت بیشتر یا با کیفیت بهتر نیز بتواند لذتی فراتر از هر کار دیگری را برای شما به ارمغان آورد. چه شما بهترین قاب عکس های سفارشی دنیا را بسازید، چه بهترین کیک پز دنیا باشید، چه نرم افزاری طراحی کرده باشید که با آن حساب هایتان را راحت تر بررسی کنید، به عنوان یک کارآفرین وقتی کاری به خوبی انجام داده اید، حس لذت وصف ناپذیری در شماایجاد می شود.

۲ بستری مناسب برای افراد ریسک پذیر و نوآور. این افراد معمولا مشتاقند تا کارها را جوری که خودشان می خواهند انجام دهند، کارآفرینی فقط برای آنها ساخته شده است. البته، با فرض اینکه حرفشان درست باشد. اگر ثابت شود که اشتباه می کنند این را باید در قسمت خصوصیات منفی ذکر کرد.

۳ رضایت مندی مشتریان. به عقیده من احساس اینکه زندگی مشتریانتان را بهتر کرده اید بسیار لذت بخش است. البته برای این کار، حتما لازم نیست که شما کسب وکاری از آن خود داشته باشید، اما با شروع یک کارآفرینی شما توانایی بیشتری برای کمک به مردم و جامعه خواهید داشت.

۴ امکان به وجود آوردن محیط کاری سالم. شما با راه اندازی کسب وکار خود فرصت، امنیت، اعتماد، راهنمایی و پیشرفت و حس زندگی برای افراد خوش شانسی را که برای شما کار می کنند، فراهم می کنید. البته ، اگر با اصول اولیه مدیریت آشنا باشید و رییس خوبی باشید. اما اگر رییس خوبی نباشید،

هیچ کدام از این موارد رخ نمی دهد. من مطمئن هستم که کارآفرینانی وجود دارند که نمی دانند من درباره چه حرف می زنم و این بسیار تاسف آور است. رشد و توسعه افراد برای ماموریت مشترک بسیار زیبا و فوق العاده است.

۵ دستاوردهای مالی. برای چندین سال، ممکن است پول درآوردن بسیار مشکل تر از زمانی باشد که کار دیگری انجام می دادید. اما زمانی که یک کسب وکار موفق شود، نه تنها می توانید پول بیشتری به دست آورید، بلکه حتی موقعی که کار نمی کنید هم می توانید دیگر درآمد داشته باشید!

● دشواری ها یا دردسرهای کارآفرینی:

مشکلات. آتش سوزی ها، سیل ها، سوء عملکرد تامین کننده ها، خرابکاری کارمندان، اشتباهات خودتان، خرابی دستگاه ها، بحران های اقتصادی، چک های برگشتی، جابه جایی تقاضا و عرضه، شکایات کارمندان، افزایش هزینه های بیمه و رقبای جدید همگی مجموعه ای از مشکلاتی است که هر کارآفرینی ممکن است در مسیر خود با آنها روبه رو شود.

۱ زیان ها. این زیان ها می توانند به دلیل زیان های ناشی از کالاهای جدید یا خدماتی باشد که به فروش نمی روند یا به دلیل افزایش هزینه ها، شکایات قانونی یا بسیار چیزهای دیگر باشد.

۲ اخراج کردن . این یک بلای حتمی است، مگر اینکه فهمیده باشید که چطور فقط افراد فوق العاده را استخدام کنید و درک کرده باشید که چطور هیچ وقت افت نداشته باشید. البته می توانید تصمیم بگیرید افرادی را که باعث اختلال در کسب وکارتان می شوند نگه دارید که در این صورت پایان خوشی نخواهد داشت. در هر صورت، کمی ناراحتی و دلخوری به وجود خواهد آمد. اما تا زمانی که کسی را کنار نکشیده و در چشمانش نگاه نکرده و به او نگویید که دیگر شغلی ندارد، نمی توانید این را درک کنید. اما همیشه هم وحشتناک نیست. گاهی اوقات آنها موافقت می کنند، گاهی نه، گاهی عصبانی و گاهی نا امید می شوند. به هر حال اگر نتوانید کسی را اخراج کنید، شما نمی توانید کسب و کاری برای خود داشته باشید.

۳ در معرض تهدید قرار گرفتن. یا همان مدیریت ریسک. حقیقت این است که بیمه می تواند بخشی از مشکلات را حل کند، اما نه تمام ضرر ها را. شما به دلایل گوناگونی چون مشتریان، کارمندان ، دولت و مشکلات غیر منتظره شکایاتی بسیار بیشتر از یک فرد معمولی دارید، اما به همین دلیل هم هست که شما درآمد بیشتری دارید. بنابراین سعی کنید مدیریت صحیحی در این زمینه داشته باشیم. پس سوال اصلی این است: آیا ارزشش را دارد؟ شاید لازم باشد که خود شما نیز لیستی از ویژگی های خوب و بد تهیه کنید، شاید همین لیست کافی باشد تا به شما ثابت کند که برای کارآفرینی مناسب هستید یا خیر.

منبع: نیویورک تایمز




مدیر سایت
تعداد پست :
381
۲۱:۴۷   ۱۳۹۲/۱/۱۰
       
نقل قول

1- امروز دقیقا در کجا هستیم؟
2- به کجا می خواهیم برویم؟
3- چگونه به نقطه تعیین شده برسیم؟

این سه پرسش، همان سوال هایی هستند که با پاسخ دهی دقیق به آنها می توانید کسب و کار و تجارت خودتان را متحول کنید. پیشنهاد می کنیم برای آنکه به پاسخ های موثر و کاربردی تری دست بیابید حتما این پرسش ها را به کمک پرسنل و سایر همکاران خود پاسخ دهید و ایده هایتان را با همدیگر به اشتراک بگذارید.


مدیر سایت
تعداد پست :
381
۱۳:۱۱   ۱۳۹۲/۱/۲۱
       
نقل قول

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی!
چند دقیقه میگذره… باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار.
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه …
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه پررو بازی!
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!

نکته مدیریتی: قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید!

کاربر جديد
تعداد پست :
6
۱۷:۵۸   ۱۳۹۲/۱/۲۵
       
نقل قول

روزی از یک تعمیرکار معروف برای تعمیر دیگ بخار فرسوده یک کشتی دعوت کردند. او چند سوال از مسئول کشتی پرسید، نگاهی به لوله های زنگ زده انداخت و به صدای سوت مانندی که از دستگاه بر می خاست، خوب گوش داد. سپس چکشی به دست گرفت و چند ضربه کوتاه به قسمت هایی از آن زد. دستگاه شروع به کار کرد. تعمیرکار آسوده از این موضوع، محل را ترک کرد.
او صورت حسابی به مبلغ یک هزار دلار برای صاحب کشتی فرستاد. صاحب کشتی بسیار عصبانی شد و برای تعمیرکار پیغام فرستاد که تو فقط ۱۵ دقیقه این جا بودی. بهتر است شرح خدمات انجام شده را برای من بفرستی.
این بود آن چه تعمیرکار برای صاحب کشتی فرستاد:
بابت چکش کاری قسمت مربوطه: ۵۰ سنت
بابت تشخیص درست و دقیق: ۹۹۹/۵۰ دلار
جمع: ۱۰۰۰ دلار

شماره صفحه
+
-
برو
بروز رسانی
 
 
پاسخگویی
 
 
ثبت نظر
صفحه پیشرفته
     
زیربخش موضوع بعد »
مدیریت استراتژیک و عملکرد هوش تجاری