مدیریت  ›› مدیریت منابع انسانی

اخلاق در مدیریت

کاربر جديد
تعداد پست :
1
۱۰:۱۰   ۱۳۹۱/۱۰/۵
       
نقل قول
با سلام و عرض خسته نباشید چندی پیش از طریق جراید با کتابی تحت عنوان "77 نقطه ضعف یک مدیر" تالیف جناب آقای امیر حسین سیفی آشنا شده و آن را خریداری نمودم که در قالب حکایتهایی طنزگونه وکوتاه و کاربردی و منطبق با فرهنگ بومی ایران، برخی رفتارها و نگرش های مدیریتی را با زبانی سلیس و روان بیان میکند از آنجا که معمولا ما به سبب گرفتاریهای روزمره وقت چندانی برای مطالعه نداریم تلاش خواهم کرد بطور منظم و هر ازچندگاه برخی از قسمتهای این کتاب را که بنظرم جذاب و مفید است یرای شما ارسال کنم .
اما ذکر چند نکته خالی از لطف نیست :
1- مخاطب رفتار های حکایت شده سطح خاصی از مدیران , و افراد را شامل نشده و عام است و چه بسا یک راننده تاکسی هم در حوزه تعاملات و ارتباطات خودش از این عیوب برخوردار باشد.
2- مجموعه این حکایات بسان آینه ای است که افراد با آگاهی از این عیوب خودرا انتقاد کرده و بکوشند در اصلاح آن بکوشند لذا نبایستی افراد در محیط کاری خود عیوب عنوان شده را در مدیران و همکاران خود شبیه سازی و مصداق یابی نموده و با به رخ کشیدن آن موجب آشفتگی محیط کاری شوند.
3- در پایان توصیه میکنم دوستان و همکاران تلاش کنند حتما اصل کتاب را تهیه کرده و ضمن مطالعه کامل آن بعنوان یک هدیه به سایر دوستان خود تقدیم کنند .تا انشالله مقصود مولف محترم کتاب از گسترش آگاهی میسر گردد و بقول ایشان که در مقدمه کتاب آورده اند
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم زروی کرامت چنان بخوان که تو دانی





نوید نیکویی | خدابخش  شاکری |
کاربر جديد
تعداد پست :
16
۱۱:۴۷   ۱۳۹۱/۱۰/۵
       
نقل قول
آقا سیاوش خیلی ممنون از این معرفی کتاب و آیا تو سایتهای فروش کتاب جایی رو میشناسید که بشه اینترنتی این کتابو بخریم ؟

مدیر سایت
تعداد پست :
381
۲۱:۲۵   ۱۳۹۱/۱۰/۱۳
       
نقل قول

آدم‌های ریاست‌طلب را چطور تحمل کنیم؟!

مطمئناً همه ما با آدم‌های ریاست‌طلبی آشنا هستیم. این افراد به نظر می‌رسد به فضای شخصی و حساسیت‌های ما بی‌توجه هستند و استقلال و آزادی فردی ما را زیر پا می‌گذارند.

مردمان مطمئناً همه ما با آدم‌های ریاست‌طلبی آشنا هستیم. این افراد به نظر می‌رسد به فضای شخصی و حساسیت‌های ما بی‌توجه هستند و استقلال و آزادی فردی ما را زیر پا می‌گذارند.







ممکن است پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، همسایه، همکار یا یکی از دوستانتان چنین شخصیتی داشته باشد. نقش این افراد در زندگی شما هرچه که باشد، رفتار و منش آنها موجب آزردگی خاطر شما شده و احساس ناراحتی، حقارت و خشم را در شما شعله‌ور می‌سازد. افراد ریاست‌طلب لزوماً نیت بدی ندارند فقط می‌خواهند خواسته و نیت‌شان را به دیگران تحمیل کنند و درنتیجه به فضا و آزادی شخصی آنها تجاوز می‌کنند. در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم با این افراد در زندگی خود چطور رفتار کنید و چگونه با آنها کنار بیایید.





۱. به راهنمای درونی‌تان گوش دهید.

وقتی تحت تاثیر افراد ریاست‌طلب هستید، آنها می‌توانند خیلی راحت شما را مجبور به انجام کارهایی کنند که اصلاً حس خوبی به آن ندارید. برای این افراد خیلی عادی است که از ابزارهایی مثل تهدید، عصبانیت، مجادله و فشار احساسی برای مجبور کردن شما به اطاعت از خودشان استفاده کنند و اگر از راهنمای درونی خودتان استفاده نکنید، قربانی فشار آنها خواهید شد.

هرچقدر هم که یک نفر سعی به تجاوز به آزادی اراده شما داشته باشد، اگر از راهنمای درونیتان استفاده کنید باز هم می‌توانید موضع خودتان را حفظ کنید. وقتی مطمئن نباشید که چه چیزی برای شما درست و چه چیزی غلط است، خیلی راحت تحت تاثیر افراد ریاست‌طلب قرار خواهید گرفت.

۲. با ترس از افراد ریاست‌طلب زندگی نکنید.

سلاحی که بیشتر افراد ریاست‌طلب برای مجبور کردن دیگران به اطاعت از خود از آن استفاده می‌کنند، ترس است. آنها از نفوذ خود برای ایجاد ترس در شما بهره می‌برند. مثل بسیاری از والدینی که برای مجبور کردن فرزندانشان به اطاعت از خود از ترس از تنبیه استفاده می‌کنند.

اگر واقعاً می‌خواهید فارغ از تاثیر و نفوذ این افراد زندگی کنید، باید هوشیارانه از ترسی که می‌خواهند در شما ایجاد کنند دوری کنید. می‌توانید با گوش به زنگ و آگاه ماندن در این مواقع بر این ترس‌ها غلبه کنید. اگر از این ترس نهراسید، هیچ قدرتی روی شما نخواهد داشت.

۳. آزادی خودتان را بر هر چیزی ارجح بدانید.

وقتی احساس می‌کنید قربانی افراد ریاست‌طلب اطرافتان شده‌اید، این واکنشی ساده از احساس کمبود آزادی است که در زندگیتان می‌کنید. فقط خودتان قدرت خواستن و طلب کردن آزادی‌تان را دارید و هیچکس نمی‌تواند برای به دست آوردن آن کمکتان کنند. اگر آزادی‌تان را بر همه چیز ارجح بدانید، همیشه آزادید نفوذ و ریاست‌طلبی دیگران را قربانی آن کنید.

وقتی آزادی‌تان اولویت زندگی شما باشد، چیزهای دیگر خودبه‌خود درست می‌شوند. یادتان باشد که یک فرد ریاست‌طلب نمی‌تواند آزادی شما را بگیرد مگراینکه خودتان اجازه این کار را به او بدهید. آزادی‌تان را باید فراتر از پول، روابط و سایر انواع امنیت‌های کاذب بدانید که ذهنتان ممکن است به دنبال آن باشد. وقتی از درون احساس آزادی کنید، واقعیت بیرونی‌تان به طور خودکار عوامل مثبت را به سمت خود جذب می‌کند. اگر بخواهید آزادی فردی‌تان را قربانی افراد ریاست‌طلب کنید، باید همه عمرتان را تحت تسلط آنها زندگی کنید.

۴. موضعتان را مشخص کنید.

خیلی مهم است که موضع خودتان را با قطعیت بیان کنید و وقتی کسی سعی دارد بر شما ریاست کند، نظراتتان را ابراز کنید. تنها راه و روش کنار آمدن با افراد ریاست‌طلبی که سعی می‌کنند به شما دستور بدهند این است که به آنها نشان دهید چنین رفتارهایی را تحمل نخواهید کرد.
احساسی رفتار نکرده و حالت دفاعی به خود نگیرید، فقط با آرامش حرفتان را بزنید. سعی نکنید طرف‌مقابل را تحقیر کنید، فقط موضعتان را مشخص کرده و به آنها بگویید چه می‌خواهید یا چه نمی‌خواهید. از واکنش آنها نترسید، آرامش خود را حفظ کنید و بر موضعتان محکم بایستید.

۵. یادتان باشد که لازم هیچ اجباری در کار نیست.

زندگی "یا انجامش بده یا می میری" نیست. هیچ باید و اجباری وجود ندارد مگراینکه خودتان برای خودتان تعیین کرده باشید. شما می‌توانید آزاد زندگی کنید و هیچ محدودیتی برای این آزادی وجود ندارد.
محدودیت‌های زندگی شما از ذهن خودتان ریشه می‌گیرد. دلیل اینکه مغلوب افراد ریاست‌طلب می‌شوید این است که تصور می‌کنید برای اینکه زندگی امنی داشته باشید باید از دستورات آنها اطاعت کنید. در واقعیت هیچ امنیتی در اسارت وجود ندارد و بااینکه آزادی به نظر قطعی نمی‌رسد اما در واقعیت خلاف آن است، وقتی آزادی را به امنیت ترجیح دهید، امنیت خودبه‌خود از انتخاب شما پدیدار می‌شود.

سخن آخر

برای کنار آمدن با افراد ریاست‌طلب باید سعی کنید بر ترس و ناامنی خود غلبه کنید و امنیت را در راهنمای درونی خود بیابید. ممکن است ذهنتان ترسیده باشد اما قلبتان همیشه راه درست را خوب می‌داند. به ندای قلبتان گوش دهید و به ذهنتان آموزش دهید که از آنچه که قلبتان درست می‌داند، دفاع کند. آزادی واقعی زمانی به وجود می‌آید که انتخاب کنید که قلبتان را بر ترس‌های ساخته ذهنتان مقدم بدانید

سام سالار |
کاربر جديد
تعداد پست :
4
۱۴:۱۴   ۱۳۹۱/۱۰/۲۶
       
نقل قول
ترس از قانون
پائولو کوئیلو

‏در یک افسانه‌ی قدیمی «پِرو» [1] یی از شهری حکایت می‌شود که همه در آن شاد بودند. ساکنا‏ن این شهر کارهای دلخواهشان را انجام می‌دادند و با هم خوب تا می‌کردند، به جز شهردار که غصه می‌خورد، چون هیچ حکمی نداشت که صادر کند. زندان خالی بود. از دادگاه هرگز استفاده نمی‌شد و دفتر اسناد رسمی هیچ سندی صادر نمی‌کرد، چون ارزش سخنان انسان بیشتر از کاغذی بود که روی آن نوشته شده باشد.
‏روزی شهردار چند کارگر از جای دوری آورد تا وسط میدان اصلی دهکده دیوار بکشند. تا یک هفته صدای چکش و اره به گوش می‌رسید.
در پایان هفته شهردار از همه‌ی ساکنان دعوت کرد تا در مراسم افتتاح شرکت کنند. حصارها را با تشریفات مفصل برداشتند و یک چوبه‌ی دار نمایان شد.
‏مردم از هم می‌پرسیدند که این چوبه‌ی دار در آن‌جا چه می‌کند.
‏از ترس‌شان از آن به بعد برای حل و فصل همه‌ی مواردی که قبلاً با قول و قرار متقابل انجام می‌شد، به دادگاه مراجعه می‌کردند و برای ثبت اسنادی که قبلاً صرفاً به زبان می‌آمد، به دفتر ثبت اسناد رسمی می‌رفتند. کم‌کم ‏توجه‌شان به آنچه که شهردار «ترس از قانون» می‌گفت، جلب شد.
‏در افسانه آمده که هرگز از آن چوبه‌ی دار استفاده نشد، اما وجود آن همه چیز را عوض کرد.
--------------------------------------------------
1. کشوری در آمریکای جنوبی.


در بسیاری از سازمانها و نهادها ترس از مجازات اعم از اخراج، نزول رتبه سازمانی و غیره باعث می شود که اتفاقی مانند بالا در این سازمانها رخ می دهد. حرف های کارکنان به خودی خود ارزشی ندارد و حتماً باید افراد طبق قانون و در محیطی غیر دوستانه و همدلانه کار ها را پیش ببرند. بر عکس در سازمانها و شرکت هایی که اساس کار بر اساس اعتماد متقابل انجام می گردد، کمتر شاهد تخلف هستیم؛بر خلاف اینکه کمترین میزان کنترل و نظارت بر آنها حاکم است. این نوع رفتار بر نشأت گرفته از نوع نگاه مدیریت سازمان است .


کاربر جديد
تعداد پست :
1
۰۵:۳۱   ۱۳۹۱/۱۱/۲۷
       
نقل قول
لطفادر اين زمينه مطالب بيشتر بگذاريد با تشكر شاكري

شماره صفحه
+
-
برو
بروز رسانی
 
 
پاسخگویی
 
 
ثبت نظر
صفحه پیشرفته
     
«  موضوع قبل زیربخش
راز ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺑﺰرگ مدیریت منابع انسانی